حدیث:
امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: جدال مکن تا احترامت نرود، و شوخی مکن تا بر تو دلیر شوند.
معنای جدال چیست؟ چنانچه دو نفر یا عده ای برای ثابت نمودن حرف خود بر حرف دیگران و یا تحقیر طرف مقابل کلماتی را رد و بدل می کنند، به این عمل جدال می گویند.
می شود که سر و صدایی بلند شود اما نه به علت برطرف نمودن امر باطل و یا اظهار حق، بلکه بر اساس سوء قصدی که در قلب دارند مرافعه بر ملا می کنند. این حالت عموما از برخوردهای خشونت آمیز برخوردار است و از ملاطفت و آرامی به دور است.
به همین دلیل در اسلام جدال نمودن نکوهش شده. حتی اگر مطلب حقی در میان باشد باید به گونه ای دیگر آن را ثابت نمود و توضیح داد.
هر انسانی در مجتمع انسانی احترام دارد و چنانچه این انسان دارای مزایای اخلاقی بهتر باشد، مردم برای او احترام بیشتری قائل هستند.
اما اگر این انسان صفات نکوهیده ای را در وجود خود پرورش داده باشد مانند: طبیعت جدال و اظهار غضب و ... احترامش در نظر دیگران کم شده و شاید به درجه ای رسد که به او احترامی نگذارند و از او دوری نمایند.
خدای متعال بهتر از خودمان مصالح و خوبیها را می داند. به همین دلیل است که به وسیلۀ نمایندگان خود، که معصومین چهارده گانه علیهم السلام باشند، ما را تذکر داده تا عوامل احترام و کرامت خود را فراهم ساخته و حدود اخلاقی و اجتماعی را رعایت کنیم.
عامل دیگری که در صفات اخلاقی باید حدود آن شناخته شود صفت مزاح نمودن و خندان بودن با مردم است.
شوخی کردن با مردم در عموم در دیدگاه خدای متعال کار بسیار پسندیده و مطلوبی است، و پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله خود اهل مزاح بودند.
در روایات بسیاری این مطلب عنوان شده است مانند این روایت: روزی پیر زنی نزد حضرت رسول صلی الله علیه و آله آمده و عرض کرد: ای رسول خدا دعا بفرمایید که من وارد بهشت شوم. حضرت در جواب فرمودند: در بهشت جایی برای پیرزنان نیست. آن زن بسیار محزون گشته و به خانۀ خود بازگشت.
همسر این زن به عنوان حالجویی سبب غمناک بودن او را پرسید و سپس به نزد پیامبر آمد و در مورد این جریان از حضرت استفسار نمود. حضرت فرمودند: در بهشت جایی برای پیران نیست و هر فردی به حالت جوانی خود بر می گردد و سپس وارد بهشت می شود.
همسر تو ای مرد از بهشتیان است اما بر حالت جوانی خود بر می گردد و وارد بهشت می شود.
بیان این روایت نمونه ای است برای خلق نکوی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم.
بنا بر این صفت شوخی نمودن عموما نکوهش نشده اما برای آن افرادی که حدود اخلاقی و دینی را رعایت نمی کنند اخطار داده شده است.
لازم به ذکر است که در احادیث بسیار عنوان شده است که چنانچه کلام شما از حقیقت به دور شده و دروغ باشد، بیان آن حرام میباشد و از نظر اسلام پسندیده نیست.
حتی در روایات بیان کلامی که مایۀ اذیت و ناراحتی شخصی باشد، اما مثلا در قالب جک و خنده آمیز، حتی این نیز مردود است.
لازم است که مسلمانان به هنگام گرد هم آمدن و در مجالس فرح و شادی حدود شرعی و اخلاقی این صفت را در نظر داشته و عمل خود را پاکیزه و خالص از حرام قرار دهند.
آن حجت حق که بر همه راهبر است
نامش حسن و حجت حق را پسر است
هم نسل محمد و علی و زهراست
هم مهدی صاحب الزمان را پدر است
حدیث:
پیامبر اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: از بخل بپرهیزید زیرا که بخل پیشینیان را هلاک کرد، و آنها را واداشت تا بخون یکدیگر دست بیالایند و محرمات را بر خود حلال شمارند.
صفت بخل یکی دیگر از رذایل اخلاقی است. انسان بخیل ابتدا بر خود بخل ورزیده و سپس با دیگران اینگونه معامله می کند.
بنا بر این اول به خویش و بعد به دیگران ضرر می رساند.
چنانچه در مجتمع انسانی این صفت انتشار یابد آبادیها مبدل به خرابی و همبستگی و دوستانه زندگی کردن به تفرقه و دوری تبدیل می شود.
چه بسیار حقوقی که داده نشود و سرقتهایی که انجام پذیرد و یکی از اسباب این فسادها به سبب عامل بخل میباشد.
بیا از بخل دوری کن تو ای دوست
سخاوت را نمودن پیشه نیکوست
مگر نشنیده ای از قول احمد
بپرهیزید از این خصلت بد
بما اخطار شد از آن مؤید
هلاک سابقین از بخل آمد
بخون خویش دست آلوده کردند
محارم را حلال خود شمردند
چه خوب است متمولین و کسانی که قدرت مالی دارند، محرومین و مستضعفین را فراموش ننموده و حق را به صاحب آن بدهند.
به همین دلیل است که در اسلام حقوقی مانند: خمس، زکات، صدقه و غیره تعیین شده است، و مالیات گرفتن و مصادره نمودن اموال دیگران و سرقت ممنوع گردیده.
به عنوان مثال مالیاتی که امروزه در کشورمان و کشورهای دیگر اسلامی مشاهده می شود قول زور است.
برای تأمین احتیاجات اقتصادی و راه اندازی امور کشور از زکات و دیگر حقوق می توان بهره برداری نمود.
آن زحماتی که صرف ربودن اموال مردم می شود، کمتر از آن مشقتها را تحمل نمودن برای تبلیغ و معرفی حقانیت پرداخت حقوق شرعی اگر به کار رود، با سرعت بیشتر مردم قانع می شوند به حقانیت و فواید اجتماعی و معنوی آن.
اینگونه نیست؟!
سزاوار است در پایان این سخن، یادی از مراقد ائمۀ خود علیهم السلام در بقیع و سامرا که به ظلم و ستم اغیار ویران گشته کنیم و یقین دانیم که روزی آباد می شود، چه خوب است آن روز روز ظهور حجت بن الحسن المهدی عجل الله تعالی فرجه باشد

ویران اگر گردیده قبر عسکریین
هرگز نرفته نور حق یک لحظه از بین
اللهم عجل لوليك الفرج
