میلاد سه نور
بسم الله الرحمن الرحیم
حلول ماه مبارک شعبان و میلاد با سعادت و فرخندۀ سید الشهداء امام حسین و فرزند برومندش زین العابدین حضرت سجاد علیهما السلام و نیز میلاد ساقی لب تشنگان کربلا، حضرت عباس مبارک باد.
میلاد سعید زادۀ زهرا شد
ظاهر ز خدا آیت کرمنا شد
از حضرت زهرا و علی شیر خدا
یک دسته گل محمدی پیدا شد
حدیث:
امام حسین (علیه السلام) فرمودند: با مردم به گونه ای رفتار نما که می پسندی با تو رفتار نمایند.
و نیز فرمودند: برای سفر، خود را مهیا کن و توشه ات را قبل از فرا رسیدن اجل خویش تحصیل نما.
شرح:
مراد حضرت سید الشهداء (علیه السلام) در حدیث اول انصاف است. اگر انسان با مردم اخلاق و منش نیکو داشته باشد، آنها نیز با او ارتباط نیکی خواهند داشت. اما اگر انسان به این نکته توجه نکند نباید از دیگران توقعی بهتر از رفتار خود را با ایشان داشته باشد.
و اما منظور حضرت در حدیث دوم ندای الرحیل و مهیا نمودن مردم برای روز قیامت می باشد.
هر انسانی قبل از سفر کردن به مکانی، نقشه ریزیها کرده و توشه و بار خود را تا حد توان کامل و سنگین می کند. حتی دیده شده بعضی افراد برای صد سال آیندۀ خود، که نکند در راه بمانند، کوله بار ترتیب می دهند. اما این تنها سفر دنیایی است...
انسان عاقل و حکیم همیشه دور اندیش است. او برای سفر آخرتی خود نقشه ریزی کرده و توشۀ اعمال صالح را ترتیب می دهد.
اگر این توشه بار حاوی از کارهای نیک باشد، هیچ اظافه باری در مقابل مطالبه نمی کنند؛ بلکه هر مقدار که سنگینتر شود سود و پاداش فراوانتری در مقابل، صاحب این توشه دریافت خواهد کرد.
از این دو حدیث شریف نتیجه می گیریم تا رفتار خود را با مردم نیک گردانیم و سزای نیک در عوض خواهیم دید. همچنین برای زندگانی ابدی و عالم ما ورای این دنیا سعی و تلاش نموده و مهیا شویم...
مرآت جمال کردگار است حسین
بر خلق خدا معین و یار است حسین
غافل مشو از فیض ولایش هرگز
بر شیعۀ خویش غمگسار است حسین
از پیک خدا نوید رحمت آمد
خوش باش که میلاد عبادت آمد
بشکفته گل باغ محمد سجاد
آن گل که از او شمیم رحمت آمد
حدیث:
حضرت سجاد (علیه السلام) فرمودند: همانا عقل پیشاهنگ روح و علم پیشاهنگ عقل می باشد...و بدان همانا ساعتها (زمان) از بین می برد عمر تو را و تو هرگز به نعمتی نخواهی رسید مگر به فراق (جدا شدن از) نعمت دیگری، پس بر حذر باش از آرزوی طولانی و دراز، پس چه بسیار است آرزومندی که به آرزوی خویش نمی رسد و به گرد آورندۀ مالی که از آن بهره ای نمی برد و منع کنندۀ مالی (حقوق) که آن را ترک خواهد کرد و...
شرح:
این حدیث شریف بسیار دقیق و پر محتواست و کمی بیشتر از احادیث گذشته باید در فهم آن دقت نمود.
مفهموم کلمۀ عقل در این حدیث تعقل و به کار انداختن عقل است در راهنمایی کردن روح انسان به سوی راه درست.
تعریف از کلمۀ روح کاری است نشدنی چرا که به دلیل آیۀ 85 در سورۀ إسراء خدای متعال فرموده: (و یسئلونک عن الروح قل الروح من أمر ربی و ما أوتیتم من العلم إلا قلیلا).
((ای پیامبر) ز تو از روح سؤال می کنند، بگو روح از امر پروردگارم می باشد و به شما از علم مگر مقدار کمی داده نشده است).
بنا بر این ما نمی توانیم در این مسألۀ بسیار دقیق از پیش خود حرفی بزنیم و باید به همین مقدار اکتفا کنیم.
روح از امر پروردگار است. بدون شک جایگاه روح، تا زمانیکه زنده هستیم، در وجود و درون ماست. و پیشاهنگی عقل روح را یعنی همان نفس ما انسانها...
تنها بوسیلۀ عقل، انسان می تواند راه راست را از راه کج تشخیص دهد و به سوی صراط مستقیم سیر کند. اما اگر انسان در تشخیص راه حق به قلب و هوا و هوسهای نفسانی رجوع کند هرگز به مقصود خویش نخواهد رسید...
فراز بعدی در مورد اهمیت علم است در این راه. اگر علم نباشد عقل از کار باز می ایستد. عقل یک دستگاهی است همانند رایانه (کامپیوتر) اگر درون آن مطلبی وارد نکنی از کار مانده است و حرکتی ندارد. همانگونه است دستگاه عقل در وجود ما اگر به آن علم و دانش را نیآموزی حرکت و نتیجه ای از آن ظاهر نمی گردد...
بنابر این همین عقل که پیشاهنگ روح است خود در گرو علم می باشد. چنانچه شخصی بدون تکیه زدن به دیوار علم بخواهد توسط عقل خود، راه راست را تشخیص دهد به نتیجه ای نمی رسد؛ چرا که عقل او به اصطلاح آکبند است. این انسان ناچار می شود تا از هوای نفس خود در این راه پیروی کرده و نتیجۀ این عمل نیز کاملا واضح است.
حضرت توسط این گونه بیان، توصیه فرموده به ما انسانها تا عقل خود را در راه راست قرار داده و توسط علم او را رهنمایی کنیم تا ما را در مسیر صحیح قرار دهد...
و اما قسمت دیگر این حدیث به ما حذر می دهد تا لحظات عمر خود را غنیمت شمرده و نقشه ریزی کرده تا از هر ثانیۀ عمر که می گذرد بهره بر داری کنیم.
هر نفسی که انسان می کشد همین مقدار به اجل و مرگ خود نزدیک شده. سزاوار است تا انسان با ایمان، برای عالم پس از مرگ و قیامت خود زحمت فراوانی کشد. و بداند که هر مقدار کوشش در این راه نماید در عالم آخرت آن را ناچیز و کوچک می شمارد، زمانیکه پاداش الهی را در مقابل دیدۀ خویش مشاهده خواهد کرد.
طبیعت دنیا اینگونه است. لحظات آن به زودی می گذرد. زمانیکه نعمتی به من روی آورد نعمت دیگر از من دور می شود. بنابر این بخواهم یا نخواهم همۀ آن نعمتها از بین رفتنی است مگر نعمتهایی که آخرتی باشد که نتیجه و اثر آن هرگز از بین نرود.
سؤال:
آرزوی دراز چیست؟
جواب:
هر چیزی که در فکر و خیال من آید و سبب بازداشتن من از عمل و کار نمودن در عالم حقیقت شود را آرزو گویند.
یعنی اگر من آرزومند رسیدن به پستی بسیار سنگین باشم، و بنابر زندگی و آنچه که در دسترس من است، رسیدن به آن پست نشدنی و یا ملزم به طی نمودن مقدمات زیادی باشد، در این صورت بنده خود را تنها به آرزو داشتن آن چیز راضی کرده و در راه رسیدن به آن هدف هیچگونه زحمتی نخواهم کشید.
این حالت در دراز مدت مایۀ ناراحتی خاطر و ضعف اعصاب من خواهد شد.
بعضی از آرزوها نیکوست مانند رسیدن به مرتبه های عالی و بلند ایمان. در خصوص این آرزوها خدای حکیم به ما دستور می دهد تا هر چه زودتر مقدمات رسیدن به آن آرزو را فراهم کرده و با سعی و تلاش به مقصود خویش برسیم. خدای منان در این راه خود مقدمات را به ما نشان داده و ما را تا حد بیش از تصور یاری نموده تا هیج گونه بهانه ای سد این راه نشود مگر تکاسل و تنبلی...
پس هر گونه آرزویی که ما را از سعی و تلاش در عالم دنیا باز دارد مورد مذمت قرار گرفته است. تنها آرزوی نیک همان است که مقدمه ای به سوی هدف و مقصود شود، و مرا در این راه به عملکرد و سعی و تلاش وانمود کند...
در آخرین فراز این حدیث صحبت از دنیا پرستان است. آنکسی که مفتون دنیا شده باشد تا حدی که اموال زیادی فراهم می کند اما هرگز خود از آن بهره ای نمی برد. یعنی کثرت این ثروت مایۀ حرص ورزی و بخل این انسان شده. اهتمام چنین شخصی تنها جمع نمودن و متراکم کردن مال و منال است در این دنیا و عدم صرف آن در راههای شایسته؛ بی خبر از اینکه همین انسان محبوب خویش (مال دنیا) را ترک خواهد کرد قبل از اینکه فرصتی برای اسفادۀ از آن به او داده شود...
به جهت موفقیت پاک ضمیران در عملکرد به اینگونه احادیث مقدس صلوات...
حجت حق حضرت سجاد زین العابدین
زادۀ زهرای اطهر سبط ختم المرسلین
روشن از نور جمالش ساخت عالم را چو مهر
پنجم شعبان به امر خالق عرش آفرین
روشنگر آفتاب، عباس آمد
تفسیر زلال آب، عباس آمد
خیزید، گل آرید و گل افشانید
زیرا گل بوتراب، عباس آمد
در اینجا سخنی را بیان می کنم که البته هدف بنده از بیان آن جاری نمودن اشک از چشمان محبان ابی الفضل نیست، بلکه یادآور شدن و ذکر یکی از مصداقهای کلمۀ معروف وفاست.
یا أبا الفضل:
بر حسینت آمدی یاری کنی
از برای او علمداری کنی
با لب خشکیده در دریا شدی
تشنه لب بیرون تو ای سقا شدی
آب را حسرت به دل بگذاشتی
ریختی از کف، خجل بگذاشتی
ای فدای همت مردانه ات
این دل آواره ام پروانه ات
ای وفاداری شده شرمنده ات
ای فداکاری شده زیبنده ات
نوشیدن آب بر حضرت عباس در آن لحظۀ سخت حرام نبود اما او خواست حتی این مقدار از همدردی با برادر و حفظ احترام او دریغ ننماید و تا نقطۀ آخر وفا سیر کند. هنگامیکه به یاد لبان تشنۀ ابی عبد الله الحسین افتاد آب را به روی آب انداخت و فرمود:
یا نفس من بعد الحسین هونی
و بعده لا کنت أن تکونی
هذا حسین شارب المنونی
و تشربین بارد المعینی؟!
یعنی: ای نفس! پس از شهادت حسین خوار باش. و پس از او هرگز مباش. این حسین مرگ را میاشامد و تو می خواهی آب سرد بیاشامی؟!
مهری که ز عباس بود بر دل ما
آمیخته شد به تار و پود و گل ما
با دست یداللهی خود باز کند
هر جا گرۀ بسته و هر مشکل ما



